تبليغاتX
نیزار
 
 درود بر عزيزان دلم

شادمانی بودن با شما رهايم نکرد و در اين تنهايی ناخواسته دريافتم که شور زندگی تنها با حضور شمايان شعله ور می شود . ديرزمانی هم از خويشتن دور بودم و هم از شمايان و گزافه نيست اگر بگويم تبعيد در تبعيدی ديگر را تجربه کردم . هرگز مهربانی های شما بزرگواران را از ياد نخواهم برد .  آرزومندم دوستان ، بی پاسخ ماندن بسياری از پيغام ها را به پای نامهربانی بنده ننويسند . در هر روی به رسم سنت نيک نياکان از يکايک شما بزرگواران پوزش می خواهم واز بن جان به ديدار شما عزيزان خواهم آمد .

خاک پای شما : پيام سيستانی


...............................................................................


به دوست اراکی ام .....

مجنون ِ اراکی


دل تهرانی ات شايد نمی بيند اراکی را
که می ريزد کماکان روی دستش آب پاکی را

چه گيسو های " خودمختار " درهم برهمی داری
که بر هم می زند نظم خيابان های خاکی را

تو در جريان نبودی سال ها جريان مشکوکی
که در طول ِ تنت می گفت عرض ِ سينه چاکی را

 "اولوالعزم " خيابان های عالم می شوی روزی
مده فتوا " پيمبر زاده "! قتل ِ کرم ِ خاکی را

مگرگيسوی " هردم بيل ِِ " خود ْرنگت " نمی داند
که می پيچد سر طومار مجنون های شاکی را ؟




به سمت ِ پايتخت ِ عشوه ها آهوی تهرانی
کماکان می برد با غمزه مجنون ِ اراکی را ....




+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:32 توسط پیام سیستانی |